مرگ
انتظاری خوفانگیز است.
انتظاری
که بیرحمانه بهطول میانجامد….
مشكوكم به سرطان
سرطان هم به من مشكوك است
اينكه اول من او را گرفتم و يا اول او مرا
Bakereye Faheshe
ردش را گرفته اند
با سرعتی سرطانی
شبیخون زده است به تار و پودم
سلول هایم سکوت کرده اند
تکثیر می شود و رگ هایم کم می آورند
این بیماری علاجی دیگر ندارد؟
ساعت 12:15 نويسنده فاحشه ي ديروز باکره ي امروز (دختر باکره)
|