دیگر دلتنگت نیستم
شنبه بیست و پنجم آبان 1387
جدا شديم ،پيش پيش
کوچک شديم
دور شدی
آنقدر دور
که ديگر دلم برايت تنگ نمي شود
اين روز ها دلم براي نزديکي ها تنگ مي شود!!
نه دوري ها!!!
ساعت 8:54 نويسنده فاحشه ي ديروز باکره ي امروز (دختر باکره)
|
خاطرات تلخ !!! مرهم زخم هايم شده اند!!!
زخم زدي و رفتي
زخم خوردم و ماندم
التيام زخم هايم خاطرات گذشته است!!!
هميشه تلخ ترين داروها بهترين مرهم زخم ها و دردهاست !!!
ساعت 9:9 نويسنده فاحشه ي ديروز باکره ي امروز (دختر باکره)
|
آغوشش پر بود از بوي بيگانه هاي بيگناه عاشق!!!
شايد آن ها هم مثل من زماني اين بوي آشناي نا آشنا را حس کردند!!!
بوي خيانت مي داد !!!!!!
ساعت 8:25 نويسنده فاحشه ي ديروز باکره ي امروز (دختر باکره)
|
تمام طعم های تلخ دنیا رو دوست داشتم و دارم
جز یه طعم رو!!!!!!!!!!
اونم طعم تلخ خیانته.
وقتی این طعم رو چشیدم
اوقم گرفت
و هر دوتاشون رو تو کاسه ی دستشویی بالا اوردم و تا ابد قاطی کثافت ها کردمشون!!!!!
ساعت 8:27 نويسنده فاحشه ي ديروز باکره ي امروز (دختر باکره)
|